سیاحت غرب3

مقدمه[ویرایش]



در باره بهشت و جهنم و کیفیت آن جای سخن بسیار است. خداوند برخی از ویژگی های بهشت و جهنم را در آیات متعدد قرآن بیان کرده، ولی مزایا و خصوصیات نعمت های بهشت، هم چنین رنج ها و شداید نعمت های دوزخ در عالم آخرت برای انسان هایی که اکنون در قید حیاتند و در این جهان زندگی می کنند، درک ناشدنی و غیر قابل توصیف است، زیرا شناختی که مردم دنیا از ملایمات و ناملایمات دارند، در حدود نعمت ها و عذاب هایی است که در ایام عمر خود با آن ها رو به رو شده و لمس کرده، یا از زبان دیگران شنیده و تصوّر نموده اند.

کیفیت عذاب و نعمت در عالم آخرت[ویرایش]



اما چگونگی نعمت و عذاب الهی و کیفیت و کمیّت لذایذ و عذاب ها آن قابل قیاس با دیده ها و شنیده های این جهان نیست. نمی توان آن ها را معیار شناخت ملایمات و ناملایمات قرار داد.
این امر باعث شده بهشت و دوزخ در قالب تمثیل ها و استعاره هایی برای مردم بیان شود. بسا آنچه بیان شده، با حقیقت تفاوتی آشکار داشته باشد. نارسایی درک و کوتاهی اندیشه مردم دربارة بهشت و دوزخ با تعبیرهای مختلفی در کتاب و سنت، خاطر نشان گردیده،مثلا قرآن دربارة بهشت می گوید:
"هیچ کس نمی داند در مقابل اعمال خیری که پاکان و نیکان در این جهان انجام می دهند، چه نعمت هایی که مایه روشنی چشم است، در جهان غیب برای آنان فراهم شده است". [۲]

← توصیف نعمت های بهشت از کلام پیامبر
در تفاسیر شیعی و سنی ذیل این آیه حدیثی از رسول گرامی اسلام(ص) بدین مضمون نقل شده:"خداوند فرموده:برای پاداش بندگان شایسته و درستکارم، نعمت هایی آماده کرده ام که نه چشمی آن ها را دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلب بشری خطور کرده است". [۳]

← عدم درک نعمت های بهشت
این گونه نعمت ها اگر وصف آن بیان نشده، برای آن است که انسان ها نمی توانند در دنیا آن را درک نمایند، مثلاً خداوند می فرماید:"در بهشت هر آنچه که انسان بخواهد و اراده کند، فراهم است". [۴]
شاید ندانیم آن جا چه اراده خواهیم کرد و چه چیزهایی می‌خواهیم اما همه چیز به محض اراده، تحقق می یابد. در آیة دیگر در وصف بهشت می گوید:" در آن جا هیچ سخن بیهوده و بی‌معنا و فاسد نمی شنوند". [۵] یعنی آن چه که با طبع انسانی سازگار است و انسان در دل آرزوی آن دارد و هیچ گاه در دنیا محقق نمی شود، در آن جا مهیّا است.

← نعمت های بهشت بدون نقص
اما در مجموع از آیات قرآن به دست می آید که لذت ها و خوبی ها و نیکی ها و همه چیز که در بهشت برای انسان فراهم است، به صورت خالص و بی هیچ رنج و عیب و کاستی وجود دارد. همه چیز به صورت کامل خود، بدون هیچ نقص وجود دارد، در حالی که هیچ چیزی در دنیا، این گونه نیست.
اگر لذت باشد، همراه با درد و غم و رنج و سختی است؛ تازه پس از مدتی انسان از آن دلزده و سیر می شود، در حالی که در بهشت هیچ گاه چنین نمی شود.
هیچ چیز جنبه تکرار ندارد. همه چیز برای انسان نو و تازه است، حتی نعمت های مادی که در قرآن اشاره شده است.
هر چیزی که انسان در دنیا آرزو دارد و می خواهد و به آن دست نخواهد یافت، در بهشت فراهم است، حتی چیزهایی که به ذهن و اندیشه انسان ها خطور نمی کند اما با خواسته های درونی انسان ها هماهنگ است. بنابراین زندگی دنیوی و اخروی اصلاً قابل مقایسه با هم نیست.

کیفیت عذاب جهنم[ویرایش]



در مورد جهنم نیز، آتش های دنیا بدن را می سوزاند، ولی آتش دوزخ به دل نیز سرایت می کند و جسم و جان را یک جا می سوزاند.
سوختن در آتش و دیگر عذاب‌های ذکر شده در نصوص دینی واقعی است، نه صرف تشبیه. البته عذاب آتش آخرت با این عالم تفاوت‌های بسیاری دارد؛ و میزان سوزش آن با آنچه در دنیا رخ می‌دهد قابل قیاس نیست.

← کیفیت عذاب آخرت از دیدگاه امام خمینی(ره)
حضرت امام خمینی(ه) در کتاب شریف چهل حدیث [۶] می‌نویسند:«بین سوزش عذاب آخرت و دنیا از چند جهت تفاوت هست:
۱. از آتش دنیا فقط بدن می‌سوزد؛ ولی آتش آخرت روح و دل را هم می‌سوزاند و این فوق العاده عظیم و فوق تصور است:« التی تطّلع علی الافئدة»؛
۲. آتش دنیا خالص نیست و تا با اکسیژن ترکیب نشود نمی‌سوزد؛ ولی آتش آخرت خالص است و سوزش فوق‌العاده دارد؛
۳. در دنیا ادراکات ضعیف است، ولی در آخرت همه چیز به کمال نهایی خود رسیده و ادراک آدمی قوی است. از همین رو سوزش افزون‌تری احساس می‌کند؛
۴. در دنیا پس از رسیدن سوزش به استخوان احساس سوزش کم می‌شود، ولی در جهنم خداوند مجددا گوشت تازه می‌رویاند و از تخفیف عذاب جلوگیری می‌کند.

← کیفیت عذاب آخرت از کلام رسول اکرم
همچنین در ص ۲۳ کتاب یاد شده روایتی را از کتاب « علم الیقین » شیخ صدوق نقل نموده‌اند که ترجمه آن چنین است:
«روزی در حالی که رسول‌خدا(ص) نشسته بود، جبرئیل امین خدمتش آمد؛ افسرده و محزون و رنگش متغیر بود. پیغمبر فرمود: چرا تو را افسرده و محزون می‌بینم؟ گفت:چرا چنین نباشم در صورتی که امروز دم‌های جهنم گذاشته شد....خدا امر فرمود به آتش، هزار سال برافروخته شد تا سرخ شد. بعد از آن امر فرمود به آن، هزار سال افروخته شد تا سفید گردید. پس از آن امر فرمود به آن، هزار سال افروخته شد تا سیاه شد و آن سیاه و تاریک است. پس اگر یک حلقه از زنجیری که بلندی آن هفتاد ذراع است، بر دنیا گذاشته شود، دنیا از حرارت آن آب می‌شود. اگر قطره‌ای از « زقوم » و « ضریع » آن در آب‌های دنیا بچکد، از گند آن همه می‌میرند.

توصیف بهشتیان از قرآن[ویرایش]



قرآن شریف درباره حیات جاودان بهشتیان فرموده است.
"بهشیان طعم مرگ را نمی چشند و پس از مرگی که در پایان عمر دیده اند، مرگی نخواهند داشت. [۷]
نه تنها مرگ در عالم آخرت نیست، بلکه پاره ای از دگرگونی های ناشی از تقابل و ناهمگونی که در دنیا دیده می گردد، در آخرت مشاهده نمی شود، از آن جمله دربارة آسایش و رفاه اهل بهشت در زمینة گرما و سرما آمده است:
"بهشتیان در عالم آخرت از تضاد گرما و سرما که دو عامل ناراحت کننده است، مصونند و در آن جا نه آفتاب مشاهده می کنند و نه زمهریر". [۸]

نتیجه[ویرایش]



در مورد بهشت و جهنم احادیث فراوانی نیز مطرح است که در آن ها به جزئیات بیش تری از بهشت و جهنم و عذاب و نعمت های آن اشاره شده است، ولی از نظر سندی همه آن ها قابل اعتماد نیستند. هرچند بسیاری از آن ها هم صحیح بوده و در کتب معتبر شیعه و سنی نقل شده اند. همه این اطلاعات صحیح در مورد بهشت و جهنم یا وحی قرآنی بوده اند یا وحی غیر قرآنی؛یعنی پیامبر از راه غیب به آن ها علم پیدا کرده،هرچند در قرآن نیامده و یا خود حضرت در سفر معراج از نزدیک مشاهده نموده و برای اصحاب بازگو فرموده است.
چیزی که هیچ کس قبل از مرگ از آن مطلع نیست، وضع خودش در محاسبه الهی و جایگاهی است که در قیامت خواهد داشت است، نه اینکه اصلا از درجات و مراحل و ویژگی های آخرت بی اطلاع باشد، زیرا چنان که ذکر شد،آیات و روایات در این خصوص بسیار است.

پانویس

سیاحت غرب2

بهشت و جهنم را توصیف کنید.

تنها راه آشنایى با بهشت و جهنم، مراجعه به آیات قرآن و روایات است که به طور اجمال به آنها اشاره مى شود.

1. بهشت:
الف) از مجموع آیاتى که در زمینه بهشت آمده، به دست مى آید بهشت به صورت باغ هاى بسیار با صفا و بى ماننداست که قابل مقایسه با باغ هاى این جهان نیست و در قرآن کریم به گونه اى ترسیم شده تا براى ساکنان دنیا قابل درک باشد و گرنه حقیقت آن فراتر از درک ماست.
ب) نعمت هاى بهشتى: در بهشت نعمت هاى فراوان مادّى وجود دارد؛ از جمله: باغ هاى بهشتى، ساختمان ها و قصرها، سایه هاى لذت بخش، فرش ها و تخت ها، غذاها و ظرف ها نوشیدنى هاى پاک، لباس ها و زینت ها، همسران بهشتى، خادمان، پذیرایى کنندگان و … .
بهشتیان از نعمت ها و لذت هاى روحانى نیز برخوردارند؛ از جمله: احترام مخصوص، محیط صلح و صفا، امنیت، دوستان با وفا، برخوردهاى پر از محبت، احساس خشنودى خدا، نظر رحمت خدا به آنان، به دست آوردن آن چه را که بخواهند و … .[1]
در مورد وسعت بهشت هم در قرآن کریم، تعبیرهایى مانند عرض [پهنه] آسمان و زمین[2] و «ملکى عظیم»[3] آمده است؛ البته واضح است که وسعت در این جا همان گستره و پهنه است.[4]
بر طبق بیان آیه 21 سوره حدید، خداوند این بهشت گسترده را براى پرهیزکاران آماده کرده است.

2. جهنم:
جهنم، معروف ترین نام دوزخ است که بیش از هفتاد بار در قرآن تکرار شده است. در مورد عذاب جهنم باید گفت: عذاب ها دو گونه اند، چه این که معاد هم دو جنبه جسمانى و روحانى دارد. مجازات هاى جسمانى عبارت است از: عذاب هاى سخت و سنگین و نوشیدنى هاى آنان، لباس هاى دوزخیان و دیگر عذاب هاى جسمانى که دوزخیان گرفتار آن هستند.
عذاب هاى روحانى آنان عبارتند از: غم و اندوهِ جان کاه و حسرت بى پایان، تحقیر و سرزنش فراوان و دیگر آلام و دردهاى روحى که دوزخیان از آن رنج مى برند. این مجازات ها مسلماً با اعمال آنها در دنیا هماهنگ است که مظلومان را با انواع کیفر و شکنجه ها در فشار قرار مى دادند و آیات الهى را به استهزا مى گرفتند و بر دیگران کبر و غرور مى فروختند. چه جاى تعجب است که اعمال خویش را در آن جا ببینند و به نتایج آن گرفتار شوند و محصولى را که در مزرعه دنیا کاشته اند، در قیامت و در دوزخ درو کنند؟[5] این عذاب ها برایشان پایدار است و به تعبیر قرآن کریم، آنها مى خواهند از آتش جهنم خارج شوند، ولى هرگز نمى توانند.[6]
این شمه اى کوتاه از معرفى بهشت و جهنم بود. معرفى کامل آنها نیازمند مباحث بسیار طولانى و مفصل است.
—————

سیاحت غرب1

بهشت و جهنم را توصیف کنید.

تنها راه آشنایى با بهشت و جهنم، مراجعه به آیات قرآن و روایات است که به طور اجمال به آنها اشاره مى شود.

1. بهشت:
الف) از مجموع آیاتى که در زمینه بهشت آمده، به دست مى آید بهشت به صورت باغ هاى بسیار با صفا و بى ماننداست که قابل مقایسه با باغ هاى این جهان نیست و در قرآن کریم به گونه اى ترسیم شده تا براى ساکنان دنیا قابل درک باشد و گرنه حقیقت آن فراتر از درک ماست.
ب) نعمت هاى بهشتى: در بهشت نعمت هاى فراوان مادّى وجود دارد؛ از جمله: باغ هاى بهشتى، ساختمان ها و قصرها، سایه هاى لذت بخش، فرش ها و تخت ها، غذاها و ظرف ها نوشیدنى هاى پاک، لباس ها و زینت ها، همسران بهشتى، خادمان، پذیرایى کنندگان و … .
بهشتیان از نعمت ها و لذت هاى روحانى نیز برخوردارند؛ از جمله: احترام مخصوص، محیط صلح و صفا، امنیت، دوستان با وفا، برخوردهاى پر از محبت، احساس خشنودى خدا، نظر رحمت خدا به آنان، به دست آوردن آن چه را که بخواهند و … .[1]
در مورد وسعت بهشت هم در قرآن کریم، تعبیرهایى مانند عرض [پهنه] آسمان و زمین[2] و «ملکى عظیم»[3] آمده است؛ البته واضح است که وسعت در این جا همان گستره و پهنه است.[4]
بر طبق بیان آیه 21 سوره حدید، خداوند این بهشت گسترده را براى پرهیزکاران آماده کرده است.

2. جهنم:
جهنم، معروف ترین نام دوزخ است که بیش از هفتاد بار در قرآن تکرار شده است. در مورد عذاب جهنم باید گفت: عذاب ها دو گونه اند، چه این که معاد هم دو جنبه جسمانى و روحانى دارد. مجازات هاى جسمانى عبارت است از: عذاب هاى سخت و سنگین و نوشیدنى هاى آنان، لباس هاى دوزخیان و دیگر عذاب هاى جسمانى که دوزخیان گرفتار آن هستند.
عذاب هاى روحانى آنان عبارتند از: غم و اندوهِ جان کاه و حسرت بى پایان، تحقیر و سرزنش فراوان و دیگر آلام و دردهاى روحى که دوزخیان از آن رنج مى برند. این مجازات ها مسلماً با اعمال آنها در دنیا هماهنگ است که مظلومان را با انواع کیفر و شکنجه ها در فشار قرار مى دادند و آیات الهى را به استهزا مى گرفتند و بر دیگران کبر و غرور مى فروختند. چه جاى تعجب است که اعمال خویش را در آن جا ببینند و به نتایج آن گرفتار شوند و محصولى را که در مزرعه دنیا کاشته اند، در قیامت و در دوزخ درو کنند؟[5] این عذاب ها برایشان پایدار است و به تعبیر قرآن کریم، آنها مى خواهند از آتش جهنم خارج شوند، ولى هرگز نمى توانند.[6]
این شمه اى کوتاه از معرفى بهشت و جهنم بود. معرفى کامل آنها نیازمند مباحث بسیار طولانى و مفصل است.
—————

سیاحت غرب

كلمات كليدي : خلقت بهشت و جهنم، بهشت، جهنم

نویسنده : محسن فتاحي اردكاني

یکی از مسایل دیرینه در میان متکلمان اسلامی که همواره مورد بحث و گفتگو بوده است بحث خلقت بهشت و جهنم است و این که آیا این دو هم اکنون خلق شده‌اند و وجود دارند و یا این که خداوند بعداً این دو را خلق می‌کند و نیکوکاران را به بهشت و بدکاران را به جهنم می‌فرستد.

در این زمینه علامه حلّی در کشف المراد احتمال خلقت عالم دیگر غیر از این عالم را به دلیل عقلی و نقلی ممکن دانسته است؛ زیرا عقلاً وقتی این عالم که ممکن الوجود است به وجود آمده، عالم دیگر نیز که ممکن الوجود است امکان به وجود آمدن آن به دلیل قاعده عقلی «حکم الامثال فی مایجوز و مالا یجوز واحد» هست. این دو عالم دارای قید امکان هستند بنابراین اگر یکی از این دو عالم که دنیا است به وجود آمدنش ممکن بود، دیگری که عالم آخرت و دارای قید امکان هست، ممکن است به وجود بیاید. علاوه بر این که خداوند نیز در قرآن می‌فرماید: [1]

 

«أَوَ لَیسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ» (یس/81)

«آیا کسى که آسمانها و زمین را آفرید قدرت ندارد همانند آنها (انسانهاىخاک شده) را بیافریند؟ آرى (مى‌تواند) و او آفریدگار دانا است!»

 

البته در میان فرق اسلامی دو قول در مورد خلقت بهشت و جهنم وجود دارد؛ یکی قول معتزله و خوارج است که قائل شده‌اند بهشت و جهنم الآن وجود خارجی ندارند بلکه بهشت و دوزخ بعد از آن که قیامت بر پا می‌شود خلق می‌شوند و دیگری قول اکثر علمای اسلام خصوصاً امامیه و شیعه است که قائل هستند به این که همین حالا بهشت و جهنم خلق شده‌اند و وجود خارجی دارند.[2] از برخی آیات قرآن نیز استفاده می‌شود که بهشت و جهنم همین حالا خلق شده‌اند و وجود خارجی دارند نه این که بعد از بر پا شدن قیامت خلق خواهند شد:

آیاتی که در آن از آماده شدن بهشت برای نیکوکاران و بدکاران خبر می‌دهد مفاد این آیات این است که این دو آماده شده‌اند نه این که بعداً آماده می‌شوند و همین خود می‌تواند گواه بر وجود کنونی آن دو باشد. خداوند در قرآن در مورد بهشت می‌فرماید:

 

«وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ» (آل عمران/133)

«بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته و مهیا برای پرهیزگاران است.»

 

خداوند در مورد آتش دوزخ نیز می‌فرماید:

 

«وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ» (آل عمران/131)

«بپرهیزید از آتشی که برای کافران آماده شده است.»[3]

 

و در برخی از آیات کلمه «اعدّ» به کار رفته یعنی آماده نموده است؛ خداوند در قرآن می‌فرماید:

 

«وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا» (توبه/100)

«و خداوند برای آنان بهشتی که از زیر درختانش نهرها جاری است آماده نموده که تا ابد در آن متنعم باشند.»

 

«وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا» (احزاب/57)

«برای آنان خداوند عذابی خوارکننده آماده کرده است.»

 

مفاد این آیات که کلمه اعداد در آنها به کار رفته حاکی از آماده بودن بهشت و جهنم است و اگر در زمان نزول وحی وجود نداشت به کار بردن آن نیاز به تأویل دارد و تا دلیلی برای تأویل بردن آیه وجود نداشته باشد باید ظاهر آیه را اخذ کرد.[4]

 

«وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى» (نجم/13-15)

«پیامبر یک بار دیگر هم جبرائیل را مشاهده کرد در نزد سدرة المنتهی که جنة الماوی در آنجاست.»

 

جنة الماوی همان بهشت است، مفاد آیه این است که پیامبر اکرم جبرائیل را در یک نزول در کنار سدرة المنتهی که در کنار آن بهشت قرار دارد مشاهده کرده است. از آیه به روشنی استفاده می‌شود که الان بهشت وجود خارجی دارد زیرا اگر بهشت خلق نشده بود، نشانه دادن بهشت خارج از فصاحت و بلاغت بود.[5]

 

«کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَینَ الْیقِینِ» (تکاثر/5-7)

«چنین نیست، اگر شما علم یقین داشتید قطعاً شما جهنم را خواهید دید و سپس به چشم یقین می‌بینید.»

 

آیه گواه است بر این که صاحبان علم‌الیقین در همین دنیا دوزخ را مشاهده می‌کنند، پس اگر دوزخ هم اکنون خلق نشده بود و آفریده نشده بود دیدنی نبود، پس معلوم می‌شود که جهنم همین الان هست لکن ما نمی‌توانیم آن را ببینیم.

 

«فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ» (بقره/24)

«بپرهیزید از آتشی که هیزمش مردم بدکار و سنگ‌های خار است که برای کافران مهیا شده است.»

 

مفاد آیه از آماده بودن آتش است در اینجا تعبیر اعدت شده نه تُعَدُّ یا تُخلَقُ و واژه اعدّت چنان که در برخی از کتاب‌های کلامی نیز به آن اشاره شد نشانه مخلوق بودن بالفعل بهشت و دوزخ است.[6]

 

«و بُرزِتِ الحجیم لمن یری» (نازعات/36)

«و دوزخ برای بینندگان آشکار شود.»

 

یعنی این که آن روز جهنم را نشان می‌دهند؛ و این دلیل بر این است که الان جهنم مستتر و پنهان است نه اینکه معدوم باشد.

 

«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ» (شعراء/90)

«و بهشت به متقیان نزدیک شود.»

 

یعنی اینکه بهشت را نزدیک اهل تقوی می‌آورند. زلفا به معنی قرب است أزلاف نزدیک کردن و نزدیک آوردن است پس معلوم می‌شود که بهشت همین حالا است ولی ما از آن دور هستیم و نمی‌توانیم آن را مشاهده کنیم.

 

«وَ جِیءَ یوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یوْمَئِذٍ یتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّکْرَى» (فجر/23)

«جهنم آورده شود و همان روز انسان یادآور شود و کجاست برای او یادآوری»

 

مفاد آیه این است که هم اکنون جهنم هست؛ زیرا جهنم در آن روز آورده می‌شود نه اینکه خلق می‌شود.[7]

علاوه بر آیات ذکر شده برخی روایات نیز دلالت دارد بر اینکه بهشت و جهنم هم اکنون خلق شده‌اند نه اینکه بعداً در روز قیامت خلق می‌شوند و منکران آن به شدت مورد نکوهش قرار گرفته‌اند؛ به عنوان نمونه روایت ذیل را که مردی از امام رضا(ع) در مورد خلقت بهشت و دوزخ سؤال می‌کند ذکر می‌کنیم:

عن الهروی قال قلت للرضا (ع) یابن رسول الله أخبرنی مِن الجّنه والنّار أهما الیوم مَخلوقتان؟ نقال نعم وان رسول الله قد دخل الجّنه و رأی النّار لمّا عرج به الی السّماء قال فقلتُ له فانّ قوماً یقولونَ انّهما الیوم مقدرتان غَیر مخلوقَتَین فقال، ما اولئک منّا ولا نحن منهم مَن انکر خَلقَ الجنّه والنّار نقد کذب النّبی وکذّبنا ولیس مِن ولاتینا علی شیء...[8]

مردی می‌گوید: از امام رضا (ع) پرسیدم ای فرزند رسول خدا به من خبر بده از بهشت و جهنم آیا الان این دو خلق شده‌اند. امام رضا(ع) فرمود: بله همانا رسول خدا زمانی که به معراج رفته بود داخل بهشت شد و جهنم را مشاهده کرد. سپس مرد می‌گوید: به امام عرض کردم برخی از مردم قائل هستند که بهشت و جهنم مقّرر می‌باشند و هنوز خلق نشده‌اند. امام در جواب فرمودند: آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم کسی که خلقت بهشت و جهنم را انکار کند به پیامبر نسبت دروغ داده و ما را تکذیب کرده است و بر ولایت ما نیست...

 

دلایل منکران

منکران خلقت بهشت و دوزخ با دلیل نقلی و عقلی بر مدّعای خود استدلال نموده‌اند:

1. دلیل نقلی

این استدلال مبنی بر دو مطلب است:

الف: آیات قرآنی حاکی از آن است که بهشت جایگاه دائمی و همیشگی است آنجا که بهشت را به «جنّة ‌الخلد» (فرقان/15) و دوزخ را به «دار الخلد» (فصلت/28) توصیف می‌کند و در برخی از آیات نعمت‌های بهشتی را دایمی توصیف می‌کند؛ بنابراین بهشت و دوزخ از لحظه آفرینش باید به صورت یک بنای جاویدان و مستمر باقی بماند و دستخوش نابودی و ویرانی نگردد.

ب: آیه قرآن حاکی از این است که قبل از برپایی رستاخیز (نفخ صور نخست) همه چیز جز ذات خداوند نابود می‌شود.

اکنون با توجه به این دو مطلب باید گفت بهشت و دوزخ آفریده نشده‌اند زیرا بر فرض آفرینش باید روز برپایی قیامت نابود گردند در حالی که نابودی آنها با جاودانگی آن دو که آیات نخست از آن حکایت می‌کرد منافات دارد.

 

2. دلیل عقلی منکران

از میان دلایل عقلی منکران، مسأله عبث و بیهوده بودن آفرینش بهشت و دوزخ قابل ملاحظه است. هدف از آفرینش بهشت و دوزخ این است که نیکوکاران و گنهکاران در آنجا به سزای اعمال خود برسند و این کار پس از برپایی قیامت انجام می‌گیرد بنابراین آفرینش آنها قبل از قیامت بیهوده خواهد بود.

در جواب این نوع استدلال باید این جمله را گفت که مستدل به عقل و خرد بیش از حدّ بها و ارزش داده و عدم درک مصلحت را به جای نبود آن فرض کرده است. هرگز برای ما همه جوانب مسأله روشن نیست و شاید در آفرینش بهشت و جهنم مصلحت باشد که از درک ما بیرون است. گذشته از این آماده کردن یک چنین مکان نعمت و یا نقمت در روح انسان مطیع تأثیر شگرفی می‌گذارد و او را به اطاعت و پیروی از تعالیم الهی بیشتر سوق می‌دهد و به یک معنی در لطف الهی نسبت به بندگان تأثیر به سزایی دارد[9]

منابع :

 

[1]. حلّی، حسن بن یوسف بن المطهر، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تحقیق حسن حسن‌زاده آملی، قم، مؤسسه نشر اسلام، چاپ نهم، 1422، ص 542.

 

 

[2]. صالحی مازندرانی، محمد علی، معاد، انتشارات صالحان، چاپ اول، 1384، ص 180.

 

 

[3]. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق، چاپ اوّل، 1383، ج 5، ص 539؛ سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، قم، مؤسسه امام صادق، 1428 هـ ق، ج 8، چاپ سوّم، ص 297؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، قم، مکتبه آیت‌الله مرعشی نجفی، 1406 هـ ق، ص 167؛ حلّی، جعفربن حسن، المسلک فی اصول الدین، تحقیق رضا استادی، مجمع البحوث الاسلامیه، 1414 هـ ق، ص 140

 

 

[4]. منشور جاوید، ج 5، ص 540؛ مفاهیم القرآن، ج 8، ص 297

 

 

[5]. منشور جاوید، ج5، ص 539؛ مفاهیم القرآن، ج 8، ص 297؛ معاد، ص 179

 

 

[6] . جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، نشر اسراء، چاپ سوم، 1385، ج 5، ص 236-238؛ معاد، ص 180

 

 

[7] . صالحی مازندرانی، محمدعلی، معاد، ص 180

 

 

[8] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 هـ ق، چ دوم، ج 8، ص 119، حدیث 6

 

 

[9]. تلخیص با دخل و تصّرف: منشور جاوید، ج 5، ص 541- 545؛ مفاهیم القرآن، ج 8، ص 299-300